ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

46

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

( 1 ) 5 - حسين از عبد اللّه ما را گفت كه مىگفته است پدرم كه خدايش رحمت كناد از هشام بن محمد از گفته مردى از قبيله نخع از صالح بن ميثم ، از عمران بن ميثم ما را خبر داد كه مىگفته است . على عليه السّلام براى نماز بامداد بيرون آمد تكبيرة الاحرام گفت و پس از خواندن حمد يازده آيه از سوره انبياء تلاوت كرد و در اين هنگام ابن ملجم از ميان صف بر فرق سر على ضربت زد ، تنى چند از مردم بر او تاختند و او را گرفتند و شمشير را از دستش بيرون كشيدند ، ديگر مردم همچنان بر پاى و در نماز بودند ، على عليه السّلام به ركوع رفت و سجده كرد ، من بر او نگريستم كه چون سر بر سجده نهاد از شدّت خون‌ريزى سر خود را از جايى به جاى ديگر مىنهاد و سپس براى ركعت دوم برخاست و اندكى خميده شد و قرائت ركعت دوم را سبك خواند و نشست و تشهد خواند و سلام داد ، آنگاه پشت به ديوار مسجد داد . ( 2 ) 6 - حسين از عبد اللّه ما را گفت كه مىگفته است پدرم از هشام بن محمد براى ما نقل كرد كه مىگفته است عمر بن عبد الرحمن بن نفيع بن جعدة بن هبيرة « 1 » مرا حديث كرد كه : چون ابن ملجم على عليه السّلام را كه در نماز بود ضربت زد ، آن حضرت از جاى خود كنار آمد و با دست به پشت جعدة بن

--> و اگر فرض شود كه على بن ابى فاطمه همان على بن حزور است بازهم از نظر اهل سنت همچون اصبغ ضعيف و كينه‌توز است . ( 1 ) . جناب جعدة بن هبيره پسر ام هانى و خواهر زاده حضرت امير و از ياران خردمند و دلير و بسيار نيكوكار امام عليه السّلام بوده است به شماره 1265 الاصابة مراجعه فرماييد - م .